سنگر شبانه در تپش خیابان
عهدی که با طوفان هم نمیشکند
در میان هیاهوی شبهای پایتخت، آنجا که نور خودروها با سیاهی آسفالت درمیآمیزد، خیمههای ساده اما استوار بسیجیان همچون نگینی در حاشیه خیابان میدرخشند؛ ایستگاههایی از جنس خدمت، همدلی و پایمردی.
امشب میهمان جمعی صمیمی و بیادعا از این جوانان غیور بودم؛ چهرههایی مصمم و چشمانی بیدار که امنیت و آرامش شهر را در دل تاریکی پاسداری میکنند. در میان گفتوگوی گرم و برادرانهای که شکل گرفت، یکی از این دلاوران گمنام، سخنی گفت که بیاختیار بر جان نشست و عمق غیرت این نسل را آشکار ساخت: «تورم هست، گرانی و سختی معیشت هم هست، اما ما تا آخرین نفس پشت رهبری را خالی نمیکنیم، هر اتفاقی هم که بیفتد…»
این کلام، تنها یک جمله ساده نبود؛ طنین وفاداری نسلی بود که در کشاکش امواج و تندبادها، قطب نمای غیرت خود را گم نکرده.
و در شبی که خیابانها در شتاب روزمرگی غرق بودند، زیر سقف آبی آن موکب بیریا، حقیقت روشنی رخنمایی میکرد: پیوند ناگسستنی مردمی که در کوران سختیها ایستادند و عهدشان با ولایت و آرمانهای وطن، بالاتر از تمام تنگناها و دشواریها، جاودانه و تزلزلناپذیر باقی میماند.





